دو گزینه وجود دارد:
منطقه تبدیل به بشکه ای از باروت می شود.
اگر چنین شود باز هم امریکا نقطه ضعف دارد و ضربه به ایران باعث ضربات بزرگتر به منافع امریکا می شود.
در جنگ بعدی، خویشتن داری ایران از جنگ رمضان نیز کمتر می شود.
در این مرحله ایران، در مقابل حمله به مراکز نظامی و مدنی خود، مراکز نظامی و مراکز مدنی قشر مرفه و قشر خاص کشورهای میزبان را بطور هدفمند مورد حمله قرار می دهد.
وقتی رفاه ملت های عرب خلیج فارس از بین برود شروع به ایراد گرفتن به وجود پایگاههای نظامی امریکا در کشورشان خواهند نمود. همچنین به دیکتاتور حاکم اشکال می گیرند.
اسرائیل رو به زوال می رود.
کشورهای منطقه بطور مستقل طرف تجاری خود را انتخاب می کنند و در این حالت قدرت اقتصادی چین، ابتدا باعث سقوط اقتصادی امریکا و سپس باعث سقوط نظام سرمایه داری در امریکا و استعمارگران غرب می شود. زیرا کشورهای استعمارگر غرب، همانند استعمار امریکا، بجای رقابت سالم اقتصادی، از تجارت بر پایه زور استفاده می کردند و اجبار در رقابت سالم، باعث فروپاشی نظام اقتصادی آنها می شود.
بعد از سقوط استعمارگران غرب و رفع حمایت آنها از دیکتاتورها، شاهد قیام ملت ها علیه دیکتاتورها و سقوط آنها می شویم.



