ما نمی توانیم خالق را کامل بشناسیم به اندازه ای که شناختیم حق مطلب را بجا آوریم.

سیستم عقلی بشر به گونه ای نیست که بتواند کاملاً خالق و جهان هستی و ارتباط خالق و مخلوق را بشناسد.

انسان می بایست به اندازه ای که خالق را شناخت، حق مطلب را ادا نماید.

انسان می تواند به این نتیجه برسد که خالقی او را خلق نموده که یکتا و بی همتا و بی نیاز مطلق است و مخلوق بطور کامل به خالق نیاز دارد، مخلوق، هستی خود را از خالق می گیرد و اگر خالق لحظه ای به مخلوق توجه نکند نیست می شود. البته هر کسی و بنا به شرایطی که دارد از راههای مختلف و به اندازه مختلف می توانند به این نتایج برسند.

همه کمالات در خالق جمع هستند و هر صفت مثبت در انسان، قسمتی از صفات مثبت خداوند است. صفات منفی انسان، بر اثر فقدان صفت مثبت در وی ظاهر می شود. بطور مثال، اخلاق بد در شخص، به این خاطر است که اخلاق نیک در وی موجود نیست یا ناقص است.

چگونه در مقابل خالق یکتا و متعال، حق مطلب را بجا آوریم؟

کافی است عملکرد انسان در جهت کمال قرار گیرد. اخلاق نیک، یکی از گرایشات به سمت انسان کامل و از ارکان مهم کمال است. زیرا بسیاری رفتارهای نیک در اخلاق نیک نهفته است. کمک به همنوع، شکر خالق به خاطر نعمتها و به خاطر اینکه لایق شکر است و بسیاری موارد دیگر از اخلاق نیک صادر می شوند.

پیمایش به بالا