ایران و امریکا متوجه ضعف و قدرت خود شدند و سعی می کنند نقاط ضعف خود را پوشش دهند و نقاط قدرت خود را تقویت کنند.
حمله ایران به منافع اقتصادی امریکا، مهمترین نقطه ضعف امریکاست که ممکن نیست حل شود.
نقطه ضعف ایران، پدافند است که قابل حل است و می تواند به نسبت سطح پدافند امریکا نزدیک شود و اختلاف پدافند دو طرف نزدیک شود. اگر پدافند ایران به اندازه کافی تقویت شود، کارایی هواپیماهای امریکا و اسرائیل و این مزیت دشمن، از بین می رود.
همچنین ایران می تواند تعداد موشکها و پهبادهای خود را افزایش و کیفیت آنها را ارتقاء دهد. در اینصورت افزایش تعداد پدافند دشمن، مشکل او را حل نخواهد کرد و نقطه ضعف انبوه سرمایه دشمن در تیررس ایران بی دفاع و در معرض انهدام قرار می گیرد.
ایران در جنگ رمضان نیز، از همه ظرفیت استفاده نکرد که بتواند جنگ طولانی مدت را مدیریت کند. در غیر اینصورت می توانست ضربه بسیار بزرگتری به منافع اقتصادی امریکا در منطقه وارد کند.
لذا جنگ بعدی نمی تواند بنفع دشمن صهیوامریکایی باشد.
فراموش نکنیم که اقتصاد چین در حال بلعیدن اقتصاد امریکاست و امریکا می بایست بجای استفاده از جنگ، برای نجات اقتصاد خود، به اصلاح اقتصاد خود بپردازد تا بر اساس عدالت اقتصادی با دیگر کشورها تجارت کند و دست از سرقت منابع دیگر کشورها با تکیه بر قدرت نظامی نباشد ولی این کار، باعث کاهش چشمگیر سود سرمایه داران بزرگ امریکا می شود. و سرمایه داران بزرگ امریکا حاضر به قبول این اصلاح اقتصادی و این واقعیت نیستند.
امریکا برای تجارت و نفوذ اقتصادی با قدرت نظامی و گروههای تروریستی تکفیری، میلیون ها نفر را قتل عام نموده است و می خواهد این روش را ادامه دهد.



