رانت خواران، موافق برداشت ده تومان از جیب مردم و دادن یک تومان آن بنام کالابرگ می باشند.

سیاست کالابرگ تاکنون به این شکل بوده است که ابتدا، با کاهش ارزش پول ملی، ارزش هزاران میلیارد تومان در جیب مردم را کاهش می دهند و سپس بعد از چند ماه، یک صدم آنرا تحت عنوان کالابرگ به مردم می دهند و یک صدم آنرا به حقوق کارگران و کارمندان اضافه می کنند.

توجه داشته باشیم که با پولی که از جیب مردم برداشت شده است، نمی توان کار خیر کرد یا حقوق کارگران و کارمندان را داد یا پروژه های عمرانی انجام داد.

رانت خواران با کارشناسانی که استخدام می کنند سعی می کنند سه قوه را مجاب کنند که به غیر روش اقتصادی موجود که پر از رانت و فساد اقتصادی است راه دیگری برای اداره اقتصاد ایران وجود ندارد و آنها را از فروپاشی می ترسانند. در صورتی که چنین نیست و براحتی می توان با تغییر در سیاست کلان اقتصادیف مشکل را حل کرد.

بهترین راه موجود انتقال یارانه انرژی و کالا از ابتدای زنجیره که پر از رانت و فساد اقتصادی است به انتهای زنجیره و دادن همه یارانه به مردم است بدون آنکه مقداری از آنرا به رانت خواران فعلی خیرات کنند. زیرا طبق قانونی که بنا به منافع رانت خوران تصویب شده است، هنگام انتقال یارانه از ابتدای زنجیره به انتهای زنجیره، مقداری از آن به مردم و مقداری از آن به تولیدی های رانت خوار و موضوعات دیگر داده می شود!

چنانچه این کار بزرگ انجام شود. مزایای بسیار دارد. که عبارتند از:

البته رانت خواران اجازه این کار بزرگ را نمی دهند. و اراده قوی نظام را می طلبد. زیرا رضایت مردم بسیار مهمتر از رضایت چند نفر رانت خوار فاسد است.

پیمایش به بالا