رانت خواران، در انتقال ارز ترجیحی از رانت خواران به ملت نیز، به ریش دولت و ملت و نظام خندیدند.
تا موقعی که ریشه فساد اقتصادی خشک نشود، رانت خواران راه دیگری را برای فساد اقتصادی خود پیدا می کنند.
دولت رانت ارز ترجیحی را حذف کرد ولی برنامه ای برای کنترل قیمت ها ندارد.
لذا رانت خواران بیش از رانتی که از ارز ترجیحی می گرفتند را بطور مستقیم از جیب مردم برداشت می کنند.
کافیست محصولات انحصاری خود را با قیمتی بالاتر از قیمت منطقی به ملت بفروشند.
رانت خواران به غیر از افزایش غیر منطقی قیمت محصولات خود، با افزایش مجدد قیمت دلار، به ریش دولت و ملت و نظام خندیدند.
تولید کننده های داخلی از انرژی یارانه ای و کارگر ارزان استفاده می کنند ولی محصول خود را گرانتر از کالای مشابه در کشورهای همسایه ها و بالاتر از قیمت دلار آزاد می فروشند. همچنین برخی کالاهای خود را با قیمتی کمتر از قیمت فروش داخل به کشورهای همسایه می فروشند.
چرا کالابرگ جنبه رانت دارد؟ در صورتی که مردم در انتخاب برند مختار هستند!
همچنین هدف دولت از دادن کالابرگ بجای یارانه نقدی، مصرف شدن مبلغ یارانه است که تورم ایجاد نکند! آیا دادن مستقیم ان به ملت یا دادن آن به فروشنده فرقی می کند؟ خیر. پس چرا چنین می کند؟ بخاطر اینکه در این روش ملت مجبورند آنرا صرف کالاهای خاص از تولیدی های خاص نمایند و باعث افزایش قیمت کالاهای ایشان شوند و این نیز یکی از انواع رانت انحصار است. دولت می گوید مجبور به خرید برند خاص نیستند ولی توجه ندارد که هر برندی رانت خواری دارد و در نهایت، این رانت بین همه رانت خواران تقسیم می شود. به عبارتی با انتخاب برند خاص توسط مردم، رانت خوار خود را انتخاب می کنند.
لذا بهتر بود یارانه بصورت نقدی به مردم داده می شد.
توجه داشته باشیم که یارانه پرداختی به مردم کمتر از پول برداشته شده از ایشان با کاهش ارزش پول می باشد.
کاهش ارزش پول ملی، ضررهایی بسیار بیش از افزایش قیمت کالا دارد.
مهمتر از همه این حرف ها، بهتر آن بود که کاهش ارزش پول ملی صورت نگیرد و یارانه ای نیز به ملت داده نشود. زیرا حتی اگر برابر پولی که از جیب ملت برداشت می شود به آنها بصورت یارانه داده شود ولی دولت یا رانت خواران، کاهش ارزش پول پس انداز شده توسط ملت که برای خرید خانه یا اولویت ها دیگر کنار گذاشته بودند را جبران نمی کنند و این فشار اقتصادی بیش از فشار افزایش قیمت کالا می باشد.



